جـــوکــسـتــان چــرنــد و پــرنــد .::. عربی

جـــوکـــســتــــان

 

لیـنـکسـتـان چـرنـد و پـرنـد

سـایـت اصلـی چـرنـد و پـرنـد عـکسستــان چـرنـد و پـرنـد
صفحه اول جوکهای رشتی جوکهای قزوینی جوکهای ترکی جوکهای عربی اس ام اس نظرات شما

 

      

»  از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!!!
 

»  بچه عربه به باباش میگه میشه روی کیرت راه برم؟؟ میگه باشه ولی زیاد دور نشیا...!!

 .

» به عربه میگن چرا کیرت اینقدر درازه؟ میگه : ولک ما از اول کیر بودیم بعد بهمون دست و پا دادن!!!

 .

» یه کرم میره تو شلوار یه عربه  میرسه به کیر و خایه مرد میگه : سلام علیک یا جد بزرگ نبینم تو ویلچر نشسته باشی!!!

 .

»  یه عربه پاهاش پرانتزی بوده،‌ بهش میگن چرا این جوریه؟ میگه حتماً موضوع مهمی بِینشه !!!

 .

» یک زن عرب تازه وضع حمل کرده بود. بعد از ظهر دکتر به بالینش آمد و با لبخند گفت خوشبختانه پسرت کاملاً سالم و سرحاله

اول که بدنیا آمد ما قدری ترسیدیم چون وزنش ده کیلو بود ، ولی وقتی او را ختنه کردیم شد سه کیلو که کاملاً در حد طبیعی است .
 

»  عربه میره مغازه با لهجه میگه:‌آقا رُبععع دارین؟ یارو میگه:‌ داریم، ولی نه به این غلیظی!

 .

» عربه هی میگوزیده، بعدش یک لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولک، اگه آب نخورم

 که گرد و خاک میشه!

 

» عربه خیلی بد دهن بوده و هر جا می رفتن خواستگاری ، حرف های زشت می زده و مجلس رو به هم می زده . یه روز  مادرش

حوصله اش از دست او سر میره و می گه : این دفعه  خفقون  بگیر  و خودم  حرف می زنم . حتی  یه کلمه  هم حرف نزن.عربه قبول

می  کنه و دفعه بعدی که برای خواستگاری رفته بودن ، دست بر قضای روزگار عروس خانم مورد  پسند واقع می شه و وقتی که حرف

های معمول تموم می شه پدر عروس به عربه می گه: قربان چائی تون سرد شد. عربه سری تکون میده و لبخند می زنه. چند دقیقه

بعد  دوباره پدر عروس میگه: قربان چایی تون سرد نشه. عربه ناراحت می شه و می گه: آخهکوس کش شده ،قاشق ندادین. با کیرم

 چائی رو هم بزنم؟!!!  

 

» یک عربی یخچالش در نداشته جاش پرده می زاره

 

» یک روزی معلم از بچه هامیپرسه تفریح شما چیه اولی پولدار بوده میگه ما برای تفریح میریم اروپا دومی میگه تو ایران خودمون

 میگردیم. سومی بچه عرب بوده میگه ما وضع مالیمون خوب نیست .شبها با بامون میگوزه ماهم می خندیم

 

» عربه شب عروسیش میره توی آشپزخونه و به مادرش می گه : ننه ، من شورت یادم رفته حالا چکار کنم؟ مادره میگه : آخه توی

 این هیرو ویر شورت از کجا بیارم؟ مادره پایین گونی برنج را پاره می کنه و می گه : همینو پات کن! وقتی که عروس وداماد میرن توی

حجله چند دقیقه بعد عروس جیغ بلندی می کشه . مادر عروس وارد حجله می شه و می بینه دخترش  غش کرده  .ازش می پرسه

 چی شده؟ عروس اشاره به آلت داماد می کنه. روی آلت داماد از روی  گونی برنج چاپ شده بود : وزن خالص  پنجاه کیلو . دم سیاه

 مرغوب!!!

 

» عربه میره داروخونه، میگه: ولک یک بسته کاپوت بده. طرف میگه: چه سایزی؟ عربه میگه: من سایز مایز حالیم نیست، یک بسته

کاندوم میخوام! خلاصه بعد از یک ربع کلنجار، آخر قرار میشه آقای  دکتر  یک دست به  معاملة طرف  بزنه و سازش رو در بیاره ، فقط به

 شرط اینکه روشو اونور کنه تا عربه خجالت نکشه!! خلاصه جناب دکتر معاملة آقا رو میگیره دستش، داد میزنه: پسر یک بسته کاندوم

 سایز 2 بیار.. نه نه واستا.. یک بسته کاندوم سایز 3 بیار... نه نه..سایز 4.... پسر یک دستمال بیار!!!

 

» عربه زنشو واسه زایمان بچة هفتم برده بوده بیمارستان ، بعد از یک مدت یک پرستار میاد ، آروم بهش میگه : یک خبر بدی براتون

 دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه میگه: ولک خودشو ناراحت کن! شیش تاشون از جلو افتادن هیچ گهی نشدن، بگذار این

 هفتمی از عقب بیافته شاید یک گهی شد!!

 

» عربه گلوش پیش یک دختره گیر کرده بوده، منتها دختره هچ رقم با  عربه حال نمیکرده و طرف هرچی میومده خواستگاری ، دختره

 هربار یک بهانة تخمی میگیرفته و جواب رد میداده . خلاصه آخر بابای دختره میگه : ببین دخترجان ، من دیگه روم  نمیشه  واسه  این

 بدبخت یک دلیل بیخود سرهم کنم. خودت بشین باهاش صحبت کن، بهش بگو مشکلت چیه. خلاصه دختره و عربه رو میشونن تو یک

 اتاق، دختره میگه: شوهر من باید پنج تا قصر برام بخره! عربه میگه: چِشم عرب کور، میخره! دختره میگه: شوهر من باید یازده تا بنز

 آخرین سیستم زیر پام بگذاره . باز  عربه میگه : چشم عرب کور، میگذاره ! دختره میگه : شوهر من باید از گل نازک‌تر بهم نگه . عربه

 میگه: چشم عرب کور، نمیگه. خلاصه دختره هرچی میگه، عربه قبول میکنه، آخر دختره شاکی میشه، میگه بگذار یک چیزی بگم که

عمری  نتونه ،  میگه: شوهر من باید معاملش  یک متر و سی سانت باشه ! عربه خیلی  ناراحت میشه ، یکم من و من میکنه ، آخر

 سرشو تکون میده، یک آهی میشکه، میگه: چشم عرب کور، میبره!!!

 

» به عربه میگن تا حالا موز خوردی؟ میگه: آره ولک، همون که هستش یک وجبه؟!!

 

» عربه  سوار تاکسی میشه ، میشینه کنار یک دختره  آخر تیکه. یک مدت میگذره ، برمیگرده  به دختره میگه : ببخشید خواهر

یک سوال جنسی داشتم! دختره میگه:خفه شو کثافتِ نکبت! باز یک مدت میگذره، باز عربه میپرسه: ببخشید، میتونم یک سوال

 جنسی بپرسم ؟ ! دختره میگه : گمشو سوال جنسی رو برو ازون نن ة قحبت بپرس ! خلاصه عربه اونقدر گیر میده تا آخر دختره

 حوصلش سر میره، میگه: بپرس ببینم چه مرگته؟! عربه میگه: شرمنده خواهر، جنس این شلوارتون چیه؟!!!

 

» پسر عربه میره تو یه مغازه لوازم خونه میگه: آقا اگه من با کیرم این اتو رو بلند کنم چی بهم میدی؟ یارو هم میخنده میگه: خود

 اتو رو ببر! پسره هم بلند میکنه و اتو رو وَر میداره می‌بره. فرداش پسره با باباش میاد به صاحب مغازه میگه: با بابام اومدیم یه یخچال

 ببریم!!!
 

» عربه میره آزمایش خون بده، پرستاره هرچی می‌خواسته با سرنگ خون بکشه، نمی‌تونسته. بالاخره مجبور میشه انگشت

 سبابه یارو رو سوراخ کنه تا خون بیاد، ولی باز خونی در نمیاد. بالاخره مجبور میشه با دهن یک مک بزنه تا یکم خون بریزه رولام.

عربه خیلی خوشش میاد، میگه: ببخشید خانم فردا دوباره شما ازمایش میگیرید؟ پرستار میگه: چطور مگه؟ عربه میگه: آخه فردا

من آزمایش ادرار دارم!

 

» عربه میخواسته بره دوبی، موقع تفتیش تو فرودگاه دست مامور گمرگ میخوره به کیرش. یارو اهل بخیه بوده فکر میکنه عربه داره

دلار خارج میکنه، میگه بگذار یوخده تیغش بزنیم. یک چشمک به عربه میزنه، میگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه میگه: نه ولک، طوله!!!

 

» عربه و ترکه میخواستن توی کون همدیگه بگذارن، قرار میگذارن هر کسی آخ بگه باید دربیاره دوباره بگذاره. اول عربه می‌گذاره،

 ترکه خوارش گاییده میشه ، ولی از ترس هیچی نمیگه و شروع می‌کنه سوت زدن . عربه کیرش رو درمیاره میگه : ولک باید دوباره

 بگذارم! ترکه میگه: بابا من که آخ نگفتم ! عرب میگه: سوت که زدی! ترکه شاکی میشه، میگه: مادر  قحبه پنجاه  گرم گوشت رو

 میگذاری توی زودپز، ده دقیقه بعد صداش درمیاد، دو کیلو کیرو فرو کردی سوت هم نمیتونیم بزنیم؟!!
 

 

 

 

 هرگونه کـپـی بـرداری از مطالب این سـایـت بـلا مـانـع می بـاشـد

 © HAMID Copyright 2006 ©